|
قرارداد گازی ناباكو از رویا تا واقعیت |
|
۲۰ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۶ |
|
ایران بعنوان دومین دارنده ذخایر گازی تنها گزینه مناسب برای تأمین گاز اخط لوله ناباكو در برابر جریان مداوم گاز روسیه می تواند باشد و كنار گذاشتن آن با توجه به ظرفیت نه چندان زیاد ذخایر گازی كشورهای تأمین كننده گاز در قرارداد ناباكو، قدرت این خط لوله در برابر خط لوله روسیه را با شك و شبهه بسیاری مواجه مینماید.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شركت ملی نفت ایران، قرارداد ناباكو بدون حضور ایران امضا شد. تهیه كنندگان این قرارداد و البته خریداران گاز این خط لوله چرا و به چه دلیلی كشور ایران، دومین دارنده ذخیره گاز دنیا را به كناری گذاشته و قرار داد را امضا كرده اند؟
آیا كشورهای تأمین كننده گاز این خط لوله توان لازم برای تأمین گاز مورد نیاز اروپا آن هم با پیش بینی افزایش مصرف كشورهای اروپایی را دارند یا خیر؟ آیا این پروژه كه از آن بعنوان هشدار و رقیبی جایگزین در برابر خط لوله روسیه، تعبیر شده است می تواند تهدیدی برای از دست دادن بازارهای اروپا برای كشور ما نیز تلقی شود؟ تمامی این پرسشها و پرسشهای عمیقتری همچون كم رنگ شدن نفوذ اقتصادی و قدرت چانه زنی ایران در منطقه و اروپا و... پس از امضای این قرار داد، بحث بر انگیز گردید كه پایه بررسی این نوشتار شد. شوروی سابق برای تأمین گاز اقمار كمونیستی خود در اروپای شرقی سالها پیش به ساخت خط لوله گازی اقدام كرد و اكنون بازسازی و استفاده مجدد با توان بیشتر از این خط لوله، به اهرمی علیه كشورهای اروپایی در دست روسیه تبدیل شده است. كشور اوكراین بعنوان كشوری كه بخشی از این خط لوله از آن می گذرد پیشقراول دفاع و البته بهره اقتصادی از خط لوله گازی روسیه به اروپاست. روسیه از این خط لوله بعنوان اهرمی قدرتمند علیه اروپا استفاده كرده و می كند و اكنون در سالهای اخیر به بهانه های گوناگون این فشار را با موارد سیاسی و ناهماهنگی های سیاسی با اروپا آمیخته و مدام در جریان گازی به اروپا اختلال ایجاد می نماید. از این روی اروپا و سایر كشورهای نیازمند به انرژی گازی به فكر جایگزینی مناسب برای گاز روسیه افتادند. رویای آنها با كشف ذخایر گازی در كشورهای حاشیه دریای مازندران كه اكنون خواستار استقلال بیشتر از روسیه بودند و همچنین كشوری همچون ایران كه دومین دارنده گازی جهان است، بیش از پیش به واقعیت نزدیك گردید. اما بار دیگر سیاست، منافع اقتصادی را تحت الشعاع قرار داد، بگونه ای كه بر اثر فشار ایالات متحده آمریكا و نارضایتی برخی از كشورهای اروپایی و البته همكاری كشورهای صاحب گاز حاشیه دریای مازندران كه ایران را رقیبی جدی و سرسخت برای خود می دیدند نخست ایران به حاشیه رانده شد و سپس از مذاكرات به كنار نهاده شد. اكنون كشور ایران كه در مرزهای شرقی به دلیل مناقشه بی پایان پاكستان و هند، به نوعی به عدم تحرك در صادرات گاز رسیده است، در مرزهای غربی نیز با عدم برخورد مناسب رو به رو شده، بگونه ای كه سرمایه گذاران اروپایی و آمریكایی برای كنار گذاشتن ایران علیرغم هزینه بسیار گزاف اولیه آن، تصمیم گرفته اند كه خط لوله گاز قرارداد ناباكو را از بستر دریای مازندران عبور دهند و پس از گذردهی آن از كشورهای آذربایجان و گرجستان، خط لوله را وارد تركیه كرده و از آنجا گاز را به اروپا ترانزیت نمایند و بدین سان نیاز عبور خط لوله و خرید گاز از ایران را تعلیق نمایند. اما امضا كنندگان قرار داد ناباكو، چندین نكته را در این قرار داد نادیده گرفته اند. نخست آنكه ایران بعنوان دومین دارنده ذخایر گازی تنها گزینه مناسب برای تأمین گاز این خط لوله در برابر جریان مداوم گاز روسیه می تواند باشد و كنار گذاشتن آن با توجه به ظرفیت نه چندان زیاد ذخایر گازی كشورهای تأمین كننده گاز در قرارداد ناباكو، قدرت این خط لوله در برابر خط لوله روسیه را با شك و شبهه بسیاری مواجه مینماید. چند كشور قرارداد ناباكو میزان ذخایرشان در مجموع بر روی هم از میزان ذخایر گازی ایران فاصله ای بسیار طولانی دارد، و به یاد داشته باشیم كه رقیب این خط لوله كشوری همچون روسیه است كه تنها كشور ایران می تواند رقیبی معقول و سرسخت برای آن باشد. نكته دوم آنكه در این قرارداد به كشور قطر پیشنهاد حمل گاز با كشتی به تركیه و احداث یك ترمینال گازی در تركیه داده شده است كه پس از حمل با كشتی تا آن ترمینال توسط خط لوله ناباكو گاز این كشور به اروپا ترانزیت شود. نكته جالب آن است كه این كشورها حاضر شده اند هزینه مجهز كردن ناوگان حمل دریایی و هزینه سرمایه گذاری و احداث ترمینال گازی در تركیه را به جان بخرند، ولی ایران را در این قرارداد دخالت ندهند در حالیكه ایران بخصوص به دلیل موقعیت برتر و استراتژیك جغرافیایی كه دارد، می تواند پیوند دهنده این كشورها به خط لوله ناباكو با هزینه ای بسیار كمتر و بازدهی بیشتر باشد. دو نكته بالا مهمترین مواردی بود كه كشورهای حامی ناباكو چه در منظر یك فروشنده گاز و چه در منظر خریدار گاز با خیال پردازی و مقرون نبودن اقتصادی این پروژه در كوتاه مدت و میان مدت، آن را به جان خریده و تمام این اعمال را تنها بخاطر كنار گذاردن ایران انجام داده اند. اما در این میان چند نكته را كشور ایران باید در نظر داشته باشد كه در این بازی اقتصادی كه بیش از پیش بوی سیاسی گرفته است، بتواند بازی را با تمام تداركات دو طرف بازی علیه خود ، به نفع خود تمام نماید. نخست آنكه هیچكدام از كشورهای صادر كننده موقعیت جغرافیایی ایران را ندارند و ایران می بایست بر این امر بسیار حساس باشد. این موقعیت جغرافیایی مناسب بگونه ای مورد رشك و حسادت سایر صادر كنندگان واقع گردیده است كه همانطوركه ذكر گردید كشوری همچون قطر به دلیل ترس از ورود ایران قدرتمند، به بازار اروپا حاضر گردیده، ناوگان دریایی حمل گاز خود را تجهیز نموده تا این فاصله جغرافیایی را جبران نماید. اما شوربختانه خود ایران هیچ اقدامی در جهت بهره برداری از این موقعیت جغرافیایی نمی نماید. ایران می تواند از منابع مالی خود با توجه به توان داخلی و متخصصین بومی، بدون درگیر شدن و توجه به مانورهای كشورهای حاشیه دریای مازندران و سایر امضا كنندگان قرار داد ناباكو، شروع به احداث خط لوله ای از سرخس در مرز تركمنستان تا مرزهای تركیه نماید و كشورش را آماده صادر كردن گاز كشورهای حاشیه دریای مازندران با قیمت تمام شده ترانزیتی كمتر در برابر هزینه پروژه ناباكو نماید. این كار می تواند پروژه پر هزینه خط لوله ناباكو را با چالش مقرون به صرفه بنودن رو در رو سازد و اجرا كنندگا را به دو دلی بیاندازد، بدون آنكه كاری علیه اجرای خط لوله آنها صورت گرفته باشد. همچنین كشیدن خط لوله ای از جنوب و حوزه گازی ایران تا مرزهای تركیه باعث می شود، كه كشوری همچون قطر ترجیح دهد گاز خود را از ایران و البته از ترمینال گازی ایران ترانزیت نماید تا اینكه با هزینه گزافی با كشتی آن را به تركیه و از آنجه به اروپا حمل نماید. بدین صورت با توجه به پایین بودن هزینه حمل گاز از طریق لوله تا حمل با كشتی، در زمان كوتاهی قطر نیز ترجیح خواهد داد گاز خود را با كشتی به ایران و از آنجا با خط لوله به اروپا ترانزیت نماید. این پارامترها اعتبار و وابستگی كشورها را به ایران بیش از پیش كرده و به آرامی ایران را به سمت تبدیل شدن به ترمینال گازی در خاورمیانه و آسیای میانه پیش می برد. نكته دومی كه ایران می بایست به آن اهمیت بیشتر دهد، زیر ساخت های این كشور در صنعت گاز است. كشور ما گرچه دومین دارنده ذخیره گازی دنیاست، اما از نظر صادرات و توانمندی آن در جهان هفتم می باشد و با این حجم صادرات، ایران تنها 3 درصد از صادرات كل گاز جهان را در دست دارد و در صورت گام برداشتن در این راه با همین سرعت، نمی توانیم رقیبی سر سخت برای كشورهای صادر كننده گاز باشیم. ایران با بستر سازی و توسعه صنعت گاز می تواند هم داخل كشورش را از نظر تأمین انرژی حمایت نمایید و هم بعنوان قدرتی بی رقیب در تأمین گاز جهان به عرصه رقابت وارد شود، بدون آنكه دخالتهای سیاسی مانعی برای توسعه و بهره های اقتصادی آن كشور از صنعت گاز شود. در این راه بهره های بیكران ترانزیت گاز كه عاید كشور می گردد و زمینه های شغلی بیشتری كه ایجاد می گردد را نیز نباید فراموش كرد. پیوند نوشتار فوق در تارنمای شرکت نفت ایران: http://nioc.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&ID=dc002c03-d973-4f4f-96ea-4979b009b6db&LayoutID=0ba29d75-8717-47ba-89a1-bf5bc0d507f7&CategoryID=f0548e2e-53ed-49bc-a396-c821c99a4c8d |