نوروز پرچم یکپارچگی ایرانیان
(1 امتیاز)
۰۶ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۸

امروز یک روز از برگزاری جشن نوروز می گذرد. تلاشی نزدیک به یکماه، صحبت نمودن با گروههای گوناگون رقص های محلی و چیدمان برنامه و گرفتن سالن و از همه بدتر، بی پولی. اما هیچ امری مانع ایران دوستان نباید شود، هیچ چیز، چون ما استقامت را از دماوند آموخته ایم. امسال در کمال ناباوری در حالیکه چند کنسرت بزرگ از خوانندگان بزرگ در تهران و کرج در حال برگزاری بود، ما توانسته بودیم  سالنمان را پر کنیم.تمام بچه های انجمن بی نهایت زحمت کشیدند، باید به خودشان افتخار کنند.

مردم ما باید بیاموزند در حالیکه برای شنیدن یک کنسرت ، نمایش و... آماده پرداخت هزینه هستند می بایست برای جشن های ملی خود نیز هزینه بپردازند. هر چند راه بسیاری در پیش است.
برنامه رو با نیم ساعت تأخیر در ساعت 17 شروع کردیم. ازدحامی غریبی برپا بود. باورم نمی شد که باید برنامه را شروع کنیم. جشن پارسال خیلی سخت بود اما تعداد هم وندان و هم اندیشانی که یاری رسانده بودند بیش از امسال بود. مردم با قیافه های حق به جانب وارد گشتند و همگی فکر می کردند ما باعث تاخیر هستیم در حالیکه با مسئول سالن ساعتها به دنبال هماهنگی صدا، نور، دریافت پرژکتور بودیم و جالب آنکه گروههای کرد و آذریهای عزیزمان که رنج راه را تحمل کرده بودند، هر کدام می خواستند ساعتی را بر روی صحنه به تمرین بپردازند و همه آنها می خواستند در ساعت آخر برنامه تمرین کنند و این امر ترافیک تمرین کردن آنها را در ساعت آخر زیاد کرده بودو بچه ها نیز مدام به من فشار می آوردند که چرا برنامه را شروع نمی کنید.Sample Image
اما می خواستم برنامه با هماهنگی بره جلو پس مانع تمرین کردنشان نشدم و گفتم مردم کمی با تأخیر بیایند داخل اما در عوض برنامه مرتبی را ببینند بسیار بهتر از آن است که درها را زود باز کنم و برنامه ای بدون تمرین نهایی را ببرم روی صحنه و همگان را ناراضی ببینم. پس از تمرین همه گروهها، نحوه باز و بسته شدن پرده و ورود و خروجشان را بهشان گوشزد کردم و همگان پذیرفتند، سپس لپ تاپ و کلیپ ها را برای پخش در هنگام اجرای برنامه هماهنگ کردیم.
  با سیاوش ربیعی، باربد یحیوی، مهرنوش تنگستانی، آیدا ابادپور، رضا حریریان، پوریا میرقاسمی، مونا رجبی، محمد مقدم که مسنول باز و بسته کردن پرده هم شد و چه نیکو این امر را انجام داد، آزاده آبادپور، پروین تابش و احسان عسکریان، تیم انتظامات را چیدیم و آغاز کردیم.
میهمانان و سایرین وارد گشتند. در سالن هیاهویی بر پا بود، خوشبختانه همگان بنظم و ترتیب و فرهنگ بالا نشستند و برنامه آغاز شد. پرده ها کنار رفت و نمایشنامه تدوین شده احسان کرمی با صدای فرهاد آغاز شد. بسیار نیکو و زیبا اگر چه من خودم حال و هوای موسیقی نوروزی پارسال را بیشتر می پسندیدم، اما این امر از ارزشهای نوروزی احسان کم نمی کرد.
سپس نوبت به خواهران جهانگیری رسید و آنها شروع به خوانش گاتاها نمودند.اجرایی همچون گذشته نیکو و برای باشندگان جدید. رقص سماع گروه Sample Imageتاسیان به همراه موسیقی سنتی و ملی آنها برنامه را زیباتر نمود، اما باید اعتراف کنم کمی زمانش طولانی شد. سپس سیاوش معینی شاهنامه خوان 13 ساله به خوانش شاهنامه پرداخت و پس از آن بی درنگ گروه رقص کردهای سقز با زیبایی هر چه تمامتر جو برنامه را با موسیقی زیبایشان عوض کردند و پایکوبی زیبایی را به نمایش گذاشتند. برنامه رقص کردی که دیدم، متفاوت از برنامه های رقص کردی پیش از این بود.
سپس دکتر بادکوبه ای بر روی صحنه رفت و چکامه (شعر) وطنش را به همراه دو چکامه دیگر خواند و شوری عجیب به پا نمود. در چکامه شان با اینکه فکر نمی کردم، اما از نشان شیر خورشید یاد کردند که شور و ول وله ای عجیبی در سالن بر پا گردید بگونه ای که یک لحظه نمی شد صدای تشویق ها را مهار کرد و با این صداها فهمیدم که فردا مکافاتی با این امر خواهم داشت. سپس خودم بر روی صحنه رفتم و سعی کردم با کلامی خودمانی و تعریف داستانی در مورد شکل گیری افراز دوستان را تشویق به نزدیکی به انجمن نمایم که پس از جشن با پر شدن نزدیک به 98 برگه هم وندی متوجه شدم برنامه توانسته تأثیر گذار باشد. کلیپ انجمن برنامه ای بود که به دنبال صحبت های من پخش شد. جالب اینکه هنگام ترک صحنه قصد داشتم از پرده پشت سرم خارج بشم که متأسفانه پرده را بسته بودند و درز خروجی را گم کردم و مجبور شدم راهم را تغییر بدم و این امر باعث خنده باشندگان شد و با تغییر مسیرم برای خروج از درب کناری و بالا گرفتن دستم، باشندگان تشویقم کردند  و بقول معروف کیه که از رو بره.
پس از آن رقص آذری همانگونه که انتظار داشتم حرفه ای برگزار شد و شور و حال سالن را بگونه ای تغییر داد که باورم نمی شد، مردم بر روی پا بند نبودندو رقص گروه آذربایجانی شنلیک سالن را دیوانه کرد. این رکوه را واقعا دوست دارم، اگر چه رقص آذری واقعی بایستی با حصور خانم و آقا برگزارگردد، اما چاره چیست! دست و پای هنرمندان بسته است. در پایان بیانیه انجمن با محتوای زیر توسط احسان کرمی خوانده شد. به بند 5 قسمتSample Image ب آن هم توجه کنید:
ای آفریدگار پاک، تو را ستایش می‌‌كنیم و از تو یاری می‌جوییم برای پایداری و سرافرازی میهن پرافتخار خود؛ برای پایندگی سرزمینی كه نخستین جایگاه شناسایی تو و گهواره‌ی پرورش آزادگانِ توست؛ و برای كام‌یابی ملت بزرگوارمان و همه‌ی آنانی كه وفادار به تو، و راه راستی بوده‌اند.
 ۱- همایش «جشن بزرگ نوروز»، عصر شنبه بیست‌وچهارم اسفندماه ۱۳۸۷ خورشیدی، به منظور تلاش برای ثبت جهانی نوروز و گسترش فرهنگ شادی، در تالار فروسی دانشگاه تهران برگزار شد.
۲-«انجمن فرهنگی ایران‌زمین» (افراز)، برگزاركننده‌ی همایش، مراتب سپاس‌گزاری ژرف خود را از مراكز یاریگر، به‌ویژه انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، و هم‌چنین استادان ارجمند و دوستداران فرهنگ ایران ابراز می‌نماید و امید است در اجرای مسؤولیتی كه بر دوش گرفته، كامیاب بوده باشد.
۳- سرزمین ایران در گذشته‌های تاریخ، سرزمین شادی‌ها بوده است و این شادی‌ها همانا نشانی بودند از ستایش خداوندی که شادی را برای انسان آفریده است. از این رو با توجه به بیانیه جشن تیرگان این انجمن در تاریخ ۲۹ تیر ماه ۱۳۸۷ ؛ از سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری خواستار رسیدگی و به جریان انداختن پرونده های ثبت ملی شادروزهای باستانی هستیم. جشن هایی هم‌چون تیرگان، مهرگان، سده، اسفندگان و.... که اهمیت یافتن‌شان، هم از منظر اتحاد ملی مهم است و هم از زاویه‌ی پاسداشت فرهنگ ملی در برابر فرهنگ‌هایی که با سنت‌های ما در تضاد هستند.
۴- Sample Imageنوروز یکی از جشنهای بزرگ ایرانی است که هر چند در طول تاریخ بی مهری هایی دیده اما همواره با همت مردمان این سرزمین ،گسترده و با شکوه برگزار گردیده است. با توجه به بیانیه دومین همایش بزرگ نوروز در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۶، انجمن افراز ضمن  تشکر از «سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری» برای ثبت این گنجینه گرانبهای ایرانیان در فهرست آثار ملی ؛ برای سومین سال متوالی به عنوان نهادی برآمده از مردم، در کنار دیگر انجمن های مردم‌نهاد از نمایندگان یونسکو خواستار ثبت جهانی نوروز در فهرست آثار جهانی هستیم و مصراً از «سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری» به عنوان قلب تپنده میراثی که خواستگاه آن کشور ایران می باشد خواهانیم با هم‌یاری دیگر کشورهایی که در آن‌ها نوروز، جشنی ملی به شمار می‌آید نسبت به ثبت حوزه‌ی فرهنگی جشن نوروز به عنوان پدیده‌ای تاریخی و دارای هویت و سرگذشتی مشترک اقدام نماید تا آن‌گاه همه‌ی بزرگی‌های این سرزمین، از آنِ همه‌ی فرزندانش باشد، و ثبت دیگر شاخص‌های فرهنگی در قالب این گستره‌ی پهناور صورت گیرد. شاید این حرکت، نقطه‌شروعی سازنده برای برگشت فرزندانی - که مهر مادر را از یاد برده‌اند - به گِرد اُجاق هزاران ساله‌ی خانواده‌ی بزرگ ایرانیان شود.
۵- انجمن افراز در ادامه ۲ بیانیه ی گذشته خواسته ها و دلنگرانی های فرهنگی خود را بار دیگر ابراز می نماید:
الف) اعتراض به بی دقتی نمایندگان یونسكو در ثبت جهانی شخصیت مولانا در فهرست آثار كشور تركیه و پیشنهاد برای بازگرداندن این پرونده و مطالعه بیشتر برای ثبت این اثر به عنوان یک اثر مشترک در حوزه ایران فرهنگی .
ب) ثبت ملی نشان كاملا ملی و نه سیاسی و سلطنتی شیرو خورشید سرخ كه در برهه ای از تاریخ نماد ایستادگی شیعیان در برابر تجاوزها و یورش‌های عثمانیان در زیر نشان هلال – بوده است. نشانی كه با وجود تلاش های كشورهایی چون آمریكا و اسرائیل مبنی بر حذف آن از گروه‌های امدادرسانی، خوشبختانه هنوز دارای اعتبار جهانی است.
پ) جلوگیری از قطع درختان کهنسال به بهانه خرافه پرستی
ت) نگرانی شدید از ورود متروی اصفهان به حریم محوطه های میراث فرهنگی  این شهر و تخریب روزافزون میراث فرهنگی و ورود برخی نهادها به حریم مناطق حفاظت‌شده‌ و پارك‌های ملی  سراسر کشور
بدیهی است انجمن افراز و دیگر انجمن های مردم نهاد برای رسیدن به این اهداف همواره در کنار سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری خواهد بود.Sample Image
 در آغاز با نام تو آغاز كردیم و در پایان  برای سرفرازی ملت و میهن پر افتخار خود كسی را جز تو نشناخته و نخواهیم شناخت،ای نگهدارنده مرز وبوم ایران كهن.
سوگندیاد میكنیم تا جان در بدن داریم،از اندیشه تو و نیكی در راه سرزمین وفاداران‌ تو،ایران با فر شكوه،هیچ گاه روی نتابیم.
در پایان همگان برخاسته و سرود ای ایران را خواندند که سالن را فوق العاده زیبا نمود.
پس از برنامه درخواست چند نفری که قصد مصاحبه داشتند را بی جواب نگذاشتم و با اینکه خسته بودم رفتم برای مصاحبه با آنها، اما نمی دونم چی گفتم و بعد اگر چاپ کنند می فهمم چی گفتم.
شب خسته و خرد شده به همراه محمد صادقی در حالیکه بخاطر خوب برگزار شدن برنامه در دلم شور و شوقی دو چندان بر پا بود به خانه رفتم. بی شک دوستانم که در این جشن یاریگر من بودند بیش از من خسته اند و کاش روزی بتوانم در ساختن این سرزمین زخم خورده ایران، همه این دوستان خالص و همیشه یاری دهنده را در کنارم داشته باشم.سپاس از مهر بیکرانتان سرورانم.
آرش یحیایی بعنوان تدارکات برنامه،رضا نیک پور به دلیل همکاریشان، محمد صادقی بخاطر همراهی مهمانان برای نشستن بر جایگاه میهمانان و یاور من تا انتهای مجلس، دبیر انجمن احسان کرمی بخاطر کنترل اتاق فرمان، کاوه بقایی مجری گرم برنامه، نیلوفر وارث بخاطر همکاری همه جانبه اش در تمام نقطه های خالی و مهم برنامه، اردلان کلهر عکاس برنامه نوروز، کاوه بروجردی و دوست بزرگوارش امیرحسین مرادی در چیدمان دکور برنامه، ملیحه عابدی، فاطمه ملکی، گیتا مشایخی، ندا نفریه و لیلا رستمی در میز روابط عمومی انجمن و میز یاری دهندگان انجمن، علی جولایی نیز اگر چه زمان کوتاهی است که با انجمن آشنا گردیده است اما به ماپیوست و چه نیکو یاریمان داد. و دو یاری که با تمام تلاششان و یاری های پیش از برنامه نتوانستند در جشن شرکت کنند، فائزه ارستویی و کیوان افشین جو، و در پایان انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که بسیار نیکو زحمت کشیده و سالن را برای ما مهیا کردند، و یاور همیشه سبز انجمن، مرد خستگی ناپذیر افرازیها علیرضا افشاری.
پیام پر مهر استاد فریدون مجلسی و آقای عموزاده خلیلی زینت بخش بروشور افرازی بود که مردم پس از پذیرایی در انتهای برنامه به همراه خود می بردند.
Sample Imageجالب اینکه برخی از روزنامه ها گویا از اینکه انجمنی مردم نهاد با همکاری دانشگاه تهران برنامه ای به این بزرگی را برگزار کرده است می ترسند، به همین دلیل هم خبر نوروز را با سانسور چاپ کرده اند و هم سعی کرده اند جوری وانمود نمایند که جشن نوروز را دانشگاه تهران گرفته است در حالیکه دانشگاه تهران، آن هم انجمن اسلامی دانشکده ادبیات این دانشگاه سالن را به ما بخشیدند که البته این امر کمکی بسیار شایان بود، اما برگزار کننده انجمن فرهنگی ایران زمین افراز بود و انجمن اسلامی دانشگاه تهران با ما همکاری صمیمانه و قدرتمندی نمود، بهر حال مهم آن است که برنامه نوروز نیک و با شکوه برگزار شد، حال هر کس هر چی می خواهد بگوید، هدف برگزاری بود و بس.
پیوندهای زیر برای روزنامه ها و تارنماهایی است که پیش از برگزاری جشن نوروز خبر را در تارنما و روزنامه های خود چاپ کرده اند:
http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=67474
http://www.noavari.com/?p=1629
پیوندهای زیر برای روزنامه ها و تارنماهایی است که پس از برگزاری جشن نوروز آن را بر روی تارنما و روزنامه های خود چاپ کرده اند:
این هم گزارش  عجیب و غریب روزنامه اعتماد،نمی دانم اگر سانسور هم می کنید، درست سانسور کنید نه اینکه خبر را منحرف کنید، گویی دستشان به کار درست نمی رود و چون اخبار را مدام معکوس چاپ می کنندبر حسب عادت اینجا هم همین کار را کردند:
http://www.etemaad.ir/Released/87-12-26/213.htm

 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

< بعد   قبل >

 
 

نوشتار

 

دفترچه یادبود

 

سفرنامه

 

تاریخ ایران

 

داستان

استفاده از نوشته های این تارنما با نوشته شدن سرچشمه آن آزاد می باشد

1o2o3 .com inc. All rights reserved.©2008
Design and Provide by
Mehdi Jalilvan