|
اینک فرشتگان نیز می گریند |
|
۱۰ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۴۵ |
|
متنی نگاشتم با تیتر نفرین به شیطان یا نفرین به خودم؟ که برای دوست عزیزم ویشه نوشتمش. ویشه عزیز نگذاشت جوهر قلمم خشک شود و جوابی زیبا که در خور شخصیت خودش بود برای بنده نگاشت تا بیش از پیش شرمنده ام کند. امیدوارم نظر شما را برای هر دو نوشته داشته باشیم. بومیان جزیره موتا باوری اینگونه از خلقت داشتند : که یکی از بزرگترین پهلوانان بنام "کات" مقداری گل از کنار رودخانه پراز لای و لجن برداشته و آدم را بیآفرید، آنگاه مشتی دیگر برداشت و شکل خوکی از آن بساخت. این دو آفرینه کاملاً همسان خلق شده بودند که برادر "کات" به او پرخاش نمود که چرا خوک و آدم را یکسان آفریده است. لذا کات خوک را بر روی 4 دست و پا قرار داد و آدم را بروی 2 پا به حرکت درآورد.
|
|
|
نفرین به شیطان یا نفرین به خودم؟ |
|
۰۸ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۲۹ |
|
خداوند تصمیم گرفت انسان را بیافریند تا اوج قدرت خود را نشان دهد، پس انسان را آفرید. پس از پایان آفرینشش در او دمید و آنگاه تمام فرشتگان را صدا کرد و گفت: بر او کرنش کنید، همگان کرنش کردند بجز عزیزترین فرشته خدا. آری شیطان از این کار امتناع کرد و خداوند از او خشمگین شد و به او گفت از ملک من بیرون برو که تو از دستور ما دوری کردی. بدین سان شیطان از بهشت خداوندگار اخراج شد ولی کینه آدم را بر دل گرفت و به خداوندگار گفت ای خداوندگار که سالها بر تو خدمت کردم، به من فرصت بده تا به تو نشان دهم این انسان خاکی که از خاک پست است بر عکس من که از آتش هستم چقدر ضعیف است و من می توانم او را فریب دهم که از تو اطاعت نکند ،خداوند فرمود: به تو این فرصت داده می شود تا قیامت و آنگاه تو و همراهانتان و انسان های پیرو تو به آتش جهنم می روید.
|
|
|
۱۵ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۰۰ |
|
فکرم بسیار مشوش بود. تنم غرق درعرق سرد. مثل یک سکته ناقص. انگار داشتم بیماری را از سر می گذروندم و تب داشتم. برخاستم، دوست داشتم حمام کنم. آخه می دونی، داشتم به انسان های امروزی فکر می کردم که خوابم برد. همه شان منفعت طلب و ظاهر بین. می دونی هر کدام از قشرهای جامعه مثل روانشناسان، جامعه شناسان و...، انسان ها را در دسته های گوناگون دسته بندی می کنند. اما به نظر من انسان ها سه دسته اند. تأثیر گذار بر اطرافیان، تأثیر پذیراز اطرافیان، حزب باد.
|
|
|
۰۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۵۱ |
|
چندی پیش توسط دوست عزیزم در انجمن فرهنگی ایران زمین( افراز) لیلا رستمی، به کلاسی دعوت شدم که دوره پیشرفته آن را پیش استاد بزرگوار مسعود حیدری توسط شرکت سوشیانت و مرکز آموزش قرار دادهای شرکت ملی نفت ایران گذرانده بودم، اما از آنجا که تشنه یادگیری غیر دانشگاهی هستم و اعتقاد به پویایی شخصی دارم، دعوت دوستم رو پذیرفتم و به این همایش نخبگان هیرسا ایلیا آمدم.در مورد کلاس ها و آموزه هایش سخن کم بگویم و بی شک از آن ها بی بهره نماندم و در پایان نیز توانستم بهترین و بالاترین نمره را کسب کنم.
|
|
|
اسفندگان (سپندارمزگان) جشن عشق ایرانی، تقدیم به عشقم |
|
۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۶ |
|
سالهای سال است داستان زیبای عاشق مردی، از سرزمین روم کهن در کوچه ها و برزن های دنیا پیچیده است و هم گان روز ولنتاین را روز عشق نامیده و این روز را به او نسبت می دهند. یادمه زمانی که این روز تازه داشت تو ایران بین دختر و پسرها مد می شد، نخست کارتهای این روز و عروسکهای گوناگون به بازار آمد و سپس سال بعد همراه عروسک ها و کارت ها دفترچه های کوچکی به زبان انگلیسی به خریدار داده می شد که داستان روز ولنتاینو اتفاقات پیرامون آن را به انگلیسی نوشته بود.سال بعد همین دفترچه به زبان فارسی ترجمه شده بود و بدین سان ولنتاین وارد ایران شد و کلی سینه چاک عاشق تشنه بیش از عاشق طرف مقابل، عاشق این روز شدند.
|
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 بعد > پایان >>
|
| صفحه 1 - 9 از 10 |